تبليغاتX
وب نوشته‌هاي يه بچه شيعه
فقط میلاد خانومه که میتونه ما را از غم فاطمیه بیرون بیاره.

وگرنه اگر هر عید دیگه‌ای بعد از فاطمیه بود؛ ما هم‌چنان عزادار می ماندیم.

قربون حکمتت خدایا.

مادر جان! مهمان پسرت امام رضا علیه السلام هستم.

ما را بپذیر.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391;ساعت 12:59;  توسط شيعه كوچولو;  | 

بسم ربِّ الفاطمه

اشک یاس و عطر نرگس سخت غوغا می کند

 

عقده از اشک است و نرگس عقده را وا میکند

 

 

شبنم گلبرگ یاس از روی آن می غلتد و

 

از زلال شبنمش نرگس تجلی می کند

 

 

حسن روی نرگس صاحب جمال یار من

 

صد هزاران یوسف مصری زلیخا میکند

 

 

از جفای خارها چون یاس پهلویش شکست

 

آمد از عرش این ندا :"نرگس مداوا می کند"

 

 

یاس مظلومیتش را با تمام غربتش

 

در جمال و کسوت نرگس هویدا می کند

 

 

می نشیند نرگسش در پرده غیبت غریب

 

روز وشب از حق ظهورش را تمنا می کند


+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1391;ساعت 23:9;  توسط شيعه كوچولو;  | 

همه بازارها از حضور ایرانی ها خالی شده و همه دارند به طرز عجیبی می دوند. یه لحظه به خودم شک کردم یه نگاهی به ساعتم انداختم، گفتم نکنه وقت نمازه و ما خبر نداریم. شاید هم ساعت نماز ایرانی ها فرق میکنه ولی بعدش به خودم گفتم آخه وقت نماز هم ایرانی ها این طوری نمی کنند. خیلی مشتاق شده بودم که بدونم این چه اتفاق مهمیه که همه ایرانیها را به یک سو میکشونه. انگار همه دارند میرن طرف قبله آمال. به دور و برم که نگاه کردم دیدم فقط من از این امر شگفت زده نشدم بلکه همه زائران غیر ایرانی مشتاق شده اند که ببینند این چیه که ایرانی ها را ازهمه مادیات جدا کرده و به سمت حرم میکشونه که ناگهان دیدم همه دارند باهم یه دعای قشنگ را می خونند:

«یا مقلب القلوب و الابصار 

یا مدبر اللیل و النهار

 یا محول الحول و الاحوال

 حول حالنا الی احسن الحال»

خیلی از دعا خوشم اومد. رفتم به سمتشون تا با زبون دست و پا شکسته فارسیم بپرسم و ببینم واقعا چه خبره و تو ذهن اینا چی میگذره و این احسن الحالشون یعنی چی؟؟؟؟؟

راستشو بخوای خیلی دلم کباب شد چون معدود افرادی پیدا شدند که تو این لحظه که خودشون میگفتند وقت استجابت دعا بوده و ماها ازش غافل بودیم به یاد اون آقای غریبی باشند که روزها و سال هاست منتظره که ما....... 

عمريست که از حضور او جامانديم در غربت سرد خويش تنها مانديم 
او منتظر است تا که ما برگرديم " ماييم " که در غيبت کبري مانديم .

خاطره یه شیعه کربلایی

اما واقعا احسن الحال یعنی جی؟

پ.ن:

"سائل" و "سینه زنی"، "سیب"، "سحر" ، "سوره ی فجر"

"سوز دل" بهر عزای تو دمادم داریم

هفت سین کرمت جور ، همیشه آقا

ما فقط یک " سفر کرب و بلا " کم داریم ...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390;ساعت 14:4;  توسط شيعه كوچولو;  |